۱۳۸۸۰۸۱۵

15 آبان ، يك جمعه پاييزي !

-

وقتي بنده به سر پروژه رسيدم خبرنگار واحد مركزي خبر در حال صحبت با اعضا بود و مصاحبه وفيلم برداري شد و گفته شد كه امشب از اين شبكه پخش خواهد شد . سپس توسط ميكروفون از اعضاي انجمني و غير انجمني در مورد مسايل پرونده صحبت شد و به نظر بنده اين صحبت ها در چهار چوب تفكرات "الف " قرار داشت . و در ادامه ...

گفته شد كه متاسفانه به هنگام مراجعه به محاكم قضايي آنها ميگويند كه شما نماينده چند نفريد و پس امضاي آن موكلين و شاكيان كو ؟ و حتي پيش مي آيد كه با امضاهاي در دست هم ما را به اطاقشان راه نمي دهند و تا تجمع جلوي در ساختمان نباشد شاكيان را تحويل نمي گيرند و متاسفانه اين معضلي است كه وجود دارد.

--

اما دوتفكر عمده امروز در بين اعضا ديده ميشد كه بنده توضيح مي دهم :

نظريه الف : متهم بايد خسارت كامل شاكيان را جبران كند وسپس به مجازات برسد.چون اگر متهم پايش را از زندان بيرون بگذارد شاكيان را دوباره به بازي خواهد گرفت و برگرداندن پرونده به وضعيت موجود عملا غير ممكن خواهد بود.

نظريه ب: شاكيان زير نظر قوه قضاييه با متهم مصالحه كنند . حالا كه كيفرخواست اعدام چون شمشير دامكلوس بر بالاي سرمتهم قراردارد و متهم حاضر به دادن هرگونه امتيازي به شاكيان است اعضا بايد از اين فرصت استثنايي به نحو احسن استفاده كنند واگر اين فرصت را از دست بدهيم در آينده نزديك شمشير رد مال بر بالاي سر اعضا قرار خواهد گرفت (همانطور كه از فحواي كلام رييس شعبه 29 متوجه شديم ) و آنوقت ديگر خيلي دير است .

---

واقعا در برهه حساسي قرار داريم . نا معلوم و پوشيده بودن فرجام پرونده بر اعضا تحرك جدي را از آنها سلب كرده است . خواهش آخر من اينكه آنان كه به حقوقدان و يا وكيل دادگستري دسترسي دارند مشورت كنند و ما را هم بي نصيب نگذارند و در نظرات ( ستون سمت چپ) انعكاس دهند .